غلامرضا کرکه آبادی

عکس دو
تیر ۴, ۱۳۹۴

غلامرضا کرکه آبادی

Optimized-69123

وصیت نامه شهید

‹‹ اگر هزار جان هم من داشتم فداي اين رهبر و مكتب مي كردم ››

اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِي سَبِـيـلِ الله بِأَمْوَالِهِـم وَ اَنْفُسِـهِـم أَعْظَـمُ دَرَجَهً عِنْدَالله وَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَـائِـزُونَ

سوره توبه آيه 20

آنانكه ايمان آوردند و از وطن هجرت گزيدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد كردند آنها را نزد خدا مقام بلندي است وآنان بالخصوص رستگاران وسعادتمندان دو عالمند . درود بررهبر واماممان خميني روحي له الفداه جان جانان مراد مريدان ، ‌اميد مستضعفان ، بپا دارنده و محيي دين حسين وخون حسين (ع) عصاره رسالت تمامي پيامبران خداوند از آدم تا خاتم (ص) .

ما كه دراوج حضيض بوديم وغفلت ما را از ذكر و ياد خدا بازداشته بود ‌ هر كداممان به نحوي در طلب عافيتهاي دنيوي بوديم و او همچنان مستقيم و استوار بر دين خدا ما را از ورطه نابودي رهاند خدايش او را زنده بدارد تا جهانيان عموماً و مستضعفين عالم خصوصاً و مسلمين بالاخص از بركت وجود اين اسطوره و اسوه حسنه زمان فيض برده و در سايه رهبري داهيانه و پيامبرانه اش به وراثت زمين برسند كه اين وعده خداوندي است كه ‹‹ ان الله لايخلف الميعاد››

و سلام بر شما اي امت مسلم صابر و غيور،‌ اي امت وسط وگواه وشاهد برمردم بهوش باشيد كه امروز امانت خداوندي در نزد شماست و وظيفه شما حراست و پاسداري از اين امانت است اولاً دررساندن آن به صاحب اصلي يعني حضرت ولي عصر (عج) است ثانياً ان الله يامركم ان تادوا الامانات الي اهلها ‹‹ فرمان پروردگار اين است كه امانات را به صاحبان اصلي آن باز گردانيد .

انقلاب اسلامي ايران كه امانت هزاران شهيد گلگون كفن وصدها هزار معلول ومجروح است امروز بار سنگيني است بر دوشتان كه بايد آنرا تا سر منزل مقصود برسانيد از امام در همه امور تأسي جوئيد و هرگز برشما مباد كه از امام عقب افتيد و يا از او پيش گيريد كه در يكي ضلالت و در ديگري هلاكت است ، همراه با او در جهت احياي حق بكوشيد و بدانيد كه هر خطي جز خط امام بمثابه انحرافي است كه در مكتب ايجاد مي شود. از اختلاف و تشتت بپرهيزيد كه امروز روز امتحان خداوندي نيز هست” و لاتنازعوا فتقشلوا و تذهب ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين”بدانيد همانطوريكه اكنون نشان داديد پيروزي شما دراين امتحانات مؤيدمقبوليت شمادرنزد باريتعالي است پس صبر پيشه كنيد و صبر شما از نوع صبر برطاعت و مصيبت باشد و نماز را با توجه بپاداريد كه نماز لباس تقوي است و” استعينوا بالصبر و الصلوه ” و باز تكرار ميكنم همچنانكه ديگران براين پاي فشردند وجان براين راه نهادند و شهيد شدند شما نيز امام را ياور باشيد و مبادا او را تنها گذاريد و بكوشيد همچنانكه او بر شما امام است شما نيز براي او امت باشيد و نماز جمعه اين سنگر عبادت و سياست را با حضور هرچه فشرده ترخود محكم كرده و آنرا همچون نماز يوميه واجب شماريد و يك وصيت به جوانان دارم وآن اين است : اي جوانان نكند دررختخواب ذلت بميريد كه فردا درمحضر خدا نمي توانيد جواب زينب رابدهيد كه تحمل72 شهيد را نمود وهمه مثل خاندان وهب جوانهاتان را به جبهه هاي نبرد بفرستيد وحتي جسد او را هم تحويل نگيريد زيرا مـادر وهـب فرمود : سري راكه درراه خدا داده ام پس نمي گيرم .

و در آخر به پدر و مادر خوبم وصيت مي كنم : ” اللهم اغفرلي و لوالدي و للمؤمنين يوم يقوم الحساب ” پدرومادر خوبم سلام عليكم ؛ باچه زباني وباچه روئي از شما عزيزانم تشكر نمايم كه دست من را از كوچكي گرفتيد و در دست حسين (ع) و ائمه قرارداديد و همواره راهنمايم بوديد خدا گواه است بارها و بارها از داشتن چنين پدر و مادري درنزد دوستان ديگرم افتخار كردم ازدست اين حقير كه چيزي ساخته نيست خداوند انشاءالله كه جوابگوي تمامي زحمات ومشقات شما باشد . نمي دانم چه بگويم و چگونه بگويم و از كجا شروع كنم و از چه تعريف نمايم شمابوديد كه من را با خدا و عظمت و بزرگيش آشنا كرديد ، شما بوديدكه همواره از كوچكي با عمل خويش الگوي من بوديد ، شما وسايلي بوديد كه به اين مقام عالي (شهادت ) برسم وشما باعث شديدكه من بايادگيري احكام و مسائل اسلامي بتوانم عده اي را حداقل متوجه مسائل بگردانم خدا شما را در ثوابش شريك گرداند كه ميگرداند ، از خداوند مي خواهم كه برتوفيقات شما بيفزايد و برتأييدات شما بيفزايد تا بتوانيد ديگر برادرم راچنين تربيت كنيد كه سربازي لايق براي امام زمان باشد . مادر اگر به فيض شهادت نائل گشتم مرا در ميان شهداي بيابانك بخاك بسپاريد و بدان جهت كه داشتن آگاهي لازم ره رسيدن به اين فيض است من نيز آگاهانه دراين راه رفتم و اميدم اين بوده و هست كه اگرشهيدگشتم بواسطه اولين قطره خونم كه برزمين جاري مي شود خداوند مرا بيامرزد و از گناهان بزرگ و كوچكم كه كم هم نبوده درگذرد ، انشاءالله

و شما اي مادر و پدرم از اينكه شما را آزردم مرا حلال كنيد مراكه جز اين وظيفه اي نمي توانستم داشته باشم و آگاه باشيد كه من به معبود و معشوقم رسيـدم و صفير گلوله ها عقد مرا با عروس زيبا و پاك شهادت خواندند پس براي رضاي خدا از گريه كردن درملاء عام خودداري كنيد واگر قصد بر اين داشتيد تنها به نيت گريه برشهيد باشد و براي مظلوميت حسين (ع) اين شركت درحماسه شهيد است و پدرم وقتي خبرشهادت من به شما رسيد شما بر مادر و مادر بر شما تبريك بگويد كه چنين فرزندي در راه خدا داديد .

برادرم و خواهرانم و پدر و مادرم نماز و روزه هاي قضاي مرا بگيريد . اي كسانيكه جداً اين بنده دردوران كوتاه زندگي مزاحمتها و اذيتهايي هم براي شما و براي پدر و مادرم داشتم و بوجود مي آوردم عاجزانه ميخواهم بنده راعفو نمائيد زيرادرمقابل خوبيهاي شما من بدي ميكردم و ايجاد ناراحتي ميكردم . بنده درزندگي از شما درسهاي زيادي گرفتم اميدوارم كه هميشه در راه خدا باشيد و در راه رضاي خدا خالصانه فعاليت نمائيد همواره خدا را درنظر داشته باشيد و به مسائل دنيوي و مادي زودگذر بي اعتنا شويـد و راه حسين (ع) و علـي (ع) و ديگر شهدا را ادامه دهيد و بدانيد كه فلاح و رستگاري درهمين راه است و خداوند

خير دنيا و آخرت را در اين راه قرارداده است پس بشتابيد و درنگ نكنيد كه درنگ دراين راه از دامهاي شيطان است و از برادرم مي خواهم كه راه مرا ادامه دهد و نگذارد اسلحـه من بر روي زمين باشد انشاء الله .

و از دوستان و همسايه ها عاجزانه مي خواهم كه مراحلال كنند .

> الان كه دارم وصيتنامه مي نويسم چهار پنج ساعت مانده به عمليات و امروز 27/11/62 روز پنج شنبه 12:35 دقيقه است كه راديو دارد اذان مي گويد و مادرم اين عكس كه در اين وصيتنامه است يادگاري است كه تا آخر پيش شما است و ديگر مرا نمي بيني .

خدايا ، بارالها ، معبودا ، معشوقا ، مولايم ، من ضعيف و ناتوان دوست دارم چشمانم را دشمن در اوج دردش از حدقه در بستان درآورد و دستهايم را در تنگه چزابه فلج كند پاهايم را درخونين شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سوسنگرد آماج گلوله هايش كند و سرم را در شلمچه از تن جدا نمايد تا دركمال فشار و آزار دشمنان مكتبم ببينند كه اگر چشمها و دستهـا و قلـب و سينـه و سـرم را از من گرفته اند اما يك چيز را نتوانسته اند كه بگيرند وآنهم ايمان و هدفم است كه عشق به الله و معشوقم و به مطلق جهان هستي و عشق به شهادت و عشق به امام و اسلام است .

درآخريك دعا دارم :

خدايا جندالله راكه با سوگند به ثارالله درلشكر روح الله براي شكست عدوالله و استقرارحزب الله زمينه ساز حكومت جهاني بقيه الله است حمايت كن .

درآخر ديگر عرضي ندارم خداحافظ و خدا نگهدار همگي شما . اگرجنازه من به دست شما نرسيد ناراحت نباشيد ، انشاءالله كه اين حرف من كه در آفتاب سوزان خوزستا ن برمي خيزد گوش مي كنيد

من گل پرپر شده ام مادرم

هديه به رهبر شده ام مادرم

بيـا مادر دم آخر حلالم كن

كـه نمـي بينــم تــرا ديگر

مادرم مادرجان و پدرم پدرجان اگر اسير گشتم ناراحت نباشيد بخاطر من ، و همچون خواهرانم و برادرم .

”27/11/62 ـ غلامرضا كرك آبادي”