عکس دو
تیر ۴, ۱۳۹۴

حسین صبور

Optimized-69123

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم متن وصیت نامه شهید محمد کرک آبادی یَا أَیُّهـَا الَّذِینَ اَمِنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَـدَاءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلَی اَنْفُسِکُمْ اَوِ الْوَالِدَیْنِ وَ اْلَاقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا اَوْ فَقِیراً فَاللهُ اَوْلَی بِهِمَا فَلَا تَتَّبعُوا الْهَوَی اَن تَعْدِلُوا وَ اِن تَلْوُا أَوْ تُعْرِضُوا فَإنَّ اللهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً . « آیه ۱۳۴ سوره النساء » ای اهل ایمان نگهدار عدالت باشید و برای خدا ( موافق حکم خدا ) شهادت دهید هر چند به ضرر خود یا پدر و مادر و خویشان شما باشد برای هر کس که شهادت دهید چه غنی باشد یا فقیر شما نباید در حکم شهادت از هیچکدام آنها طرفداری کرده و از حقّ عدول نمایید که خدا به رعایت حقوق آنها اولی است پس در حکم شهادت پیروی هوای نفس نکنید عدالت نگهدارید اگر زبان را در شهادت بگردانید (که به سخن و نفع شما مجمل و مبهم شود ) و یا از بیان حق خودداری کنید ، خدا به هر چه کنید آگاه است . « مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد » ( امام خمینی ) سلام و درود به رهبر عزیز و امید مستضعفان جهان ، زمینه ساز حکومت حضرت مهدی ( عج ) امام خمینی و به همه شهدائیکه از صدر اسلام تاکنون با خون خود نهال اسلام را سیراب نگهداشته و به رزمندگانی که در جبهه نبرد حق بر علیه باطل ایثارگرانه برای حراست از اسلام عزیز مبارزه می کنند و به پدر و مادرم که بیشترین رنج را در طول زندگیم از جانب من متحمل شده اند و حق بزرگی بر گردنم دارند و به برادران و خواهرانم که همیشه در کنار یکدیگر زندگی می کردیم و به دوستانم که هیچ گاه محبتهای آنها را فراموش نخواهم کرد . پدر و مادر عزیزم آیا بیاد می آورید که در اوایل جنگ چقدر عاشق جبهه رفتن بودم ولی به دلایلی نتوانستم به جبهه بروم ولی هم اکنون توانسته ام به ندای هل من ناصرٍ ینصرنی امام لبیک گفته و من هم مانند دیگر برادران به جبهه حق بر علیه باطل بشتابم والدین گرامی نمی دانید که در اینجا با بودن در کنار برادران رزمنده و به خصوص برادران سپاهی چقدر به من خوش می گذرد . نمی دانید که چقدر این اخلاق و رفتار برادران پاسدار در من اثر گذارده است و نمی توانم که چگونه شخصیت یک پاسدار اسلام را باید تعریف نمود و زبان من از توصیف این برادران قاصر است . امروز باید همه و همه در تلاش این باشید که انقلاب اسلامی را به پیش برید و وظیفه یکایک شما است که از اسلام صیانت کنید و همه مدیون این رهبری و این انقلاب هستید چرا که این انقلاب و این رهبری بود که توانست ما را از زیر بار ظلم و ستم و استعمار نجات دهد و راه سعادت و انسانیت را نشان داده و تحرکی نو به مستضعفین داده تا بتوانند حق خویش را از ظالمان زمان بگیرندو چون آمریکا و ابر جنایتکارهای دیگر و عُمال مزدورشان خود را در برابر این جمهوری اسلامی خطرناک دیده اند دست به مقاومت زده اند ولی کور خوانده اند چون ملّت و کشور ایران اسلحه ای دارد که در برابر تمام سلاح ابر قدرتها مقاوم است و آن ایمان است . پدر و مادر و برادران و خواهرانم شاید وقتی که این نوشته را می خوانید دیگر من نباشم و خداوند این لطف را به من کرده باشد که شهید بشوم و به سوی پروردگار خویش رجعت کنم و به لقاء الله بپیوندم و باعث افتخار برای شما بشوم . درست است که مال دنیا خیلی از دنیا زیباتر است خیلی از دنیا بالاتر و عالیتر است . اگر مال دنیا را آخر کار باید گذاشت و رفت پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند و اگر این بدنهای ما ساخته شده است که آخر کار بمیرد پس چرا در راه خدا با گلوله ها سوراخ سوراخ نشود . در مُردنم گریه نکنید چرا که من نزد شما امانتی از جانب خدا بودم و این امتحان از جانب پروردگار برای شما می باشد و چون شما از این امتحان سربلند بیرون آمدید باید خوشحال باشید . از مادرم و خواهران عزیزم عاجزانه می خواهم که در سوگ من اشک نریزند و همیشه باید در مقابل مصائب استوار و حلیم باشند همانطوری که قبلاً بودند و خدا صابرین را دوست می دارد وخوشحال باشید که فرزندی را در راه خدا قربانی داده اید . انشاء الله خداوند به شایستگی قبول کند . و تو ای برادر بزرگوار و غم خوارم و دوستان مهربانم از یاری امام دست بر ندارید و همیشه ندای امام را لبیک گویید و به مسائل اسلامی بیشترین توجه را داشته باشید از کارهایی که مورد قهر خداست جداً بپرهیزید و کار را فقط برای رضای خدا انجام دهید . شما ای دایی های گرامیم به خصوص علی اصغر و حسین من زیاد در کنار شما بوده ام و باعث زحمت برای شما و عیال شما بودم امیدوارم که به بزرگی خودتان بنده را خواهید بخشید و سفارش کنید از قول من به خاله های گرامی و مهربان و محبوبم که همیشه با همدیگر خوب باشند و خدای نکرده نسبت به یکدیگر کینه ودشمنی نداشته باشند که این دنیا ارزش آنرا ندارد . در آخر صحبتهایم چند کلام بعنوان وصیت با شما پدر و مادر سخن می گویم . اول اینکه هر جور که میلتان هست برایم مجلس بگیرید باز هم به شما توصیه می کنم که فقط در مجلس عزاداریم برای من گریه و زاری ننمایید . چون روحم در آن دنیا ناراحت خواهد شد و دیگر این که مقدار پولی که در این مدت سربازی پس انداز نموده ام آن را هم برای جهازیه خواهرانم از آن استفاده نمایید . یادتان باشد که در نمازهایتان امام و رزمندگان اسلام را دعا نمایید و در نماز دشمن شکن جمعه شرکت نمایید . در خاتمه از پـــدر و خصوصاً خواهرانــم می خواهم که من در دوران طفولیتم از روی نادانی خیلی آنها را اذیت می کردم . مرا ببخشند خدا یار و نگهدار همه شما باشد . والسلام علیکم و رحمه ا. . . و برکاته ۲۱/۰۷/۱۳۶۱